سالک
بسم رب المهدي
جمعه سی و یکم شهریور 1385
خدايي به بزرگي خدا
بسم رب المهدي
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
خدايي به بزرگي خدا
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
خدايي به بزرگي خدا
در روزمرگي خودم به سر مي بردم و روزگار را طي مي كردم
با مشكلات دست و پنجه نرم مي كردم و مي جنگيدم
آن زمان كه نميشد تازه ياد خدايم مي افتادم و مي ديدم كه چقدر بدبخت بودم كه تازه ياد او افتادم
با خود گفتم ماه مبارك هم در راه است؛ مي توانم مشكلاتم را به معشوقم بگويم
ديدم چقدر معشوقم بزرگ بزرگ بزرگ است كه نعمت نفس كشيدن را هم به بنده اينچنينش داده
با خود مي گفتم و مي گفتم
رسيد به آنجايي كه ديدم خداي من خدايي به بزرگي خداست
آيا اين رسمش است كه خدايم را به حد مشكلم پايين بياورم!!؟
ديدم كه باز هم خدايم با من است
آري من خدايي به بزرگي خداي بزرگ دارم
من عاشق خدا هستم
ياعلي
نوشته شده توسط عاشق خدا
در 11:43 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
