تبليغاتX
سالک

چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384

مراد سفلگان

دنیا را به اهل دنیا بسپارید که دهر بر مراد سفلگان می چرخد که آن خود سرّی عظیم دارد و آن این است که دنیا وارونه آخرت است.
نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384

نقطه سر خط

به نام خداوند خوبیها

خدایا! مرا به مرگ نزدیک تر کن و نیز از آن دورم کن.

مرا به آن نزدیک کن که همیشه در فکر حضور در  پیشگاه والا مرتبه ی تو باشم و رسیدن به تو را احساس کنم و از آن دورم کن که مجالی برای بندگی بیشترت را به من حقیر سراپاتقصیر عطا کرده باشی.

آمین یا الرحمن الراحمین

نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384

نوشته شده توسط عاشق خدا در 8:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب ........ شیعه یعنی تشنگی در شط آب آب گفتم سینه ها بی تاب شد ........ خیمه ها از آب و آتش آب شد آب گفتم تشنگی بیداد کرد ........ کودکم بی تاب شد فریاد کرد
نوشته شده توسط عاشق خدا در 11:58 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم تیر 1384

 

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

 

نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم تیر 1384

دنيا

دنيا را به اهل دنيا بسپاريد که دهر بر مراد سفلگان مي چرخد که آن خود سرّي عظيم دارد و آن اين است که دنيا
وارونه آخرت است.
نوشته شده توسط عاشق خدا در 2:53 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم تیر 1384

به نام خداوند خوبيها
آخداي مهربانم! مرگم رو نزديکتر کن و نيز دور کن! مرا به آن نزديک کن که هميشه در فکر حضور در پيشگاه
والا مرتبه تو باشم و از آن دور کن مجالي براي بندگي بيشترت به من حقير سراپا تقصير عطا کرده باشي.
آمين يا رب العالمين
نوشته شده توسط عاشق خدا در 2:51 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم تیر 1384

به نام خداوند خوبیها

عکسی زیبا. به یاد خاطره ای بس زیبا و هول انگیز افتادم. یادش بخیر

نوشته شده توسط عاشق خدا در 8:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم تیر 1384

دنیا را به اهل دنیا بسپارید

دنیا را به اهل دنیا بسپارید که دهر بر مراد سفلگان می چرخد که آن خود سرّی عظیم دارد و آن این است که دنیا وارونه آخرت است.
نوشته شده توسط عاشق خدا در 8:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384

پرواز کن پرواز کن

 تا اوج آسمان ها پرواز کن پرواز کن

نوشته شده توسط عاشق خدا در 6:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم تیر 1384

سلام اى سفره دار فاطميه

سلام اى سفره دار فاطميه                                                          نگار بى قرار فاطميه
سلام اى محرم غم‏هاى مادر                                                           تويى تنها نگار فاطميه
دلم يك سال مى‏
سوزد به حسرت                                       مگر بيند بهار فاطميه
دمى چشمان دل را باز بنما                                                        كه بينم لاله زار فاطميه
نظر كن تا نشيند بر سر من                                                    كمى از اين غبار فاطميه
دلم تنگ عزاى ياس باشد                                                      ز بس هستم خمار فاطميه
شود آيا دهى چيزى نشانم                                      الا اى پرده دار فاطميه
شود آيا دهى شال عزايم                                         گانه سوگوار فاطميه
تويى تنها مدار قلب زهرا                                                 مدال افتخار فاطميه
شود آيا كنى بر ما عنايت                                                                       شوم من جان نثار فاطميه
بيا اى راز دار قلب حيدر                                                                          الا اى ذوالفقــار فاطميــه

نوشته شده توسط عاشق خدا در 8:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم تیر 1384

اي خداوند

اي خداوند ،
تو که به بني آدم کرامت بخشيده اي ،
تو که امانت خاص خويش را بر دوش بني آدم نهاده اي ،
تو که همه پيامبرانت را براي تعليم کتاب و تحقق عدالت مبعوث کرده اي ،
تو که عزت را از آن خود مي خواني و از آن پيامبران خود و از آن انسانهايي که ايمان دارند . . .
ما انسانيم ،
به تو و پيام پيامبران تو ، ايمان داريم .
آزادي و آگاهي و عدالت و عزت را از تو مي خواهيم .
ببخش ، که سخت محتاجيم و دردناکانه تر از همه وقت ،
قرباني اسارت و جهل و ذِلّتيم .
اي خداوند مستضعفان ،
تو که « اراده کرده اي تا بر بيچاره شدگان زمين منت نهي، و توده هاي محکوم ضعف و محروم از حيات را ـ که دربند کشيدگان تاريخ و قربانيان ستم و غارت زمان و مبغوضان دوزخ زمينند ـ  به رهبري انسانشان برکشي و به وراثت جهانشان برداري ! »
اينک هنگام در رسيده است و مستضعفان زمين وعده تو را انتظار مي کشند ،
اي مظهر غيرت ،
مستضعفان زمين ، در ايـن زمان تنها پرستندگان تو اند .
اي خداوند ،
تو که « همه فرشتگانت را در پاي آدم به سجده افکندي».
ببخش ، که سخت محتاجيم.

نوشته شده توسط عاشق خدا در 8:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم تیر 1384

نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:52 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم تیر 1384

سلام اى سفره دار فاطميه

سلام اى سفره دار فاطميه
نگار بى قرار فاطميه
سلام اى محرم غم‏هاى مادر
تويى تنها نگار فاطميه
دلم يك سال مى‏ سوزد به حسرت
مگر بيند بهار فاطميه
دمى چشمان دل را باز بنما
كه بينم لاله زار فاطميه
نظر كن تا نشيند بر سر من
كمى از اين غبار فاطميه
دلم تنگ عزاى ياس باشد
ز بس هستم خمار فاطميه
شود آيا دهى چيزى نشانم
الا اى پرده دار فاطميه
شود آيا دهى شال عزايم
يگانه سوگوار فاطميه
تويى تنها مدار قلب زهرا
مدال افتخار فاطميه
شود آيا كنى بر ما عنايت
شوم من جان نثار فاطميه
بيا اى راز دار قلب حيدر
الا اى ذوالفقار فاطميه
نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:45 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم تیر 1384

ادعونی استجب لکم

دوباره سکوت و دوباره خدا

دو چشم تر و التماس دعا

کليد غمم باز در دست اوست

مگر واکند قفل زنجيره ها

گشايد در رحمتی روی من

بگيرد شبی دست و بال گدا

طمع کردم امشب به طبعی بلند

به آنکس که داده نويد وفا

((بخوانم که استجابت کند))

به لبيک نيرويی از کبريا

يد بی نهايت، بلندای عشق

شکوه کرامات بی انتها

قنوتم سراسر تمناست آه

و دلواپس لحظه ای اعتنا

مبادا که من دست خالی روم

هلا ذات بخشنده بی ريا

به نزد که گويم غم و درد خويش

کسی نيست غير از تو درد آشنا

هميشه من و کوله باری نياز

تو دست سنايی و بی ادعا

نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:24 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم تیر 1384

اي خداوند

اي خداوند،
تو که به بني آدم کرامت بخشيده اي،
تو که امانت خاص خويش را بر دوش بني آدم نهاده اي،
تو که همه پيامبرانت را براي تعليم کتاب و تحقق عدالت مبعوث کرده اي،
تو که عزت را از آن خود مي خواني و از آن پيامبران خود و از آن انسانهايي که ايمان دارند. . .
ما انسانيم،
به تو و پيام پيامبران تو ، ايمان داريم.
آزادي و آگاهي و عدالت و عزت را از تو مي خواهيم.
ببخش ، که سخت محتاجيم و دردناکانه تر از همه وقت،
قرباني اسارت و جهل و ذِلّتيم.
اي خداوند مستضعفان،
تو که « اراده کرده اي تا بر بيچاره شدگان زمين منت نهي، و توده هاي محکوم ضعف و محروم از حيات را ـ که دربند کشيدگان تاريخ و قربانيان ستم و غارت زمان و مبغوضان دوزخ زمينند ـ  به رهبري انسانشان برکشي و به وراثت جهانشان برداري ! »
اينک هنگام در رسيده است و مستضعفان زمين وعده تو را انتظار مي کشند ،
اي مظهر غيرت،
مستضعفان زمين، در ايـن زمان تنها پرستندگان تو اند.
اي خداوند،
تو که « همه فرشتگانت را در پاي آدم به سجده افکندي».
ببخش، که سخت محتاجيم
.

نوشته شده توسط عاشق خدا در 6:13 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم تیر 1384

نوشته شده توسط عاشق خدا در 8:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم تیر 1384

سوگند

سوگند به آغاز روز
و سوگند به شب، چون آرام و در خود شود
كه پروردگارت تو را ترك نكرده
نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم تیر 1384

هميشه در حال رفتن است، گاهي با شتاب و گاهي به نرمي و آرام. اما بايد برود و گويي رازي را با خود حمل مي كند كه با حركتش زندگي، حيات و سرسبزي را به همه جا و همه كس مي بخشيد.
پرسيدم: چگونه است كه از رفتن خسته نمي شوي؟ و اين همه رفتن و حركت از كجاست؟ چه چيزي تو را اينچنين به حركت واداشته است كه در حركت تو "زندگي" رنگ مي گيرد و با توقف تو هم خودت و هم زندگي مي ميرد!
به نرمي گفت: در من شوق و شور را وديعه گذاشته است و آنقدر سرشار از شوقم كهع تاب ماندن ندارم. و من اين راز را در گوش همه جا و همه كس مي خوانم!
آن روز من"راز آب" را دانستم.

نوشته شده توسط عاشق خدا در 7:15 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •